ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

951

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

فصل دوم در ذكر اخلاق حميده و صفات پسنديدهء آن حضرت بدان كه اين مراتب لاتعدّ و لاتحصى [ است ] و عقل نكته‌دان در تعداد آن به زاويهء عجز و قصور مشغول انزوا . اگر خواهد جميع خصايل حسنه و فضايل مستحسنه را بيان سازد ، بايد به جز اين مختصر به ترتيب مفصلّى ديگر پردازد به مفاد : « ما لا يدرك كلّه لا يترك كلّه » برخى از صفات حسنه را كه از لوازم ذات سلطنت است ، مذكور ساخت و به تذكار شطرى از هريك پرداخت . اوّل : صفت برگزيدهء عدالت است و اين صفت با ذات اقدس همايون چون آميزش بادهء با كيف است . در اثبات اين صفت مستحسن ، دلايل قاطعه در دست است و حقيقت آن ظاهر بر رأى هر بلند و پست . يكى از جمله دلايل قاطعه ، آبادى و معمورى مرز ايران است كه هر ملكى از عدل آباد و از ظلم ويران . از ايّام طغيان افاغنهء فراعنه تا اواخر دولت امراء زنديه ، مملكت ايران چون خانهء جغدان ويران بود . در چند ساله سلطنت سلطان سعيد شهيد محمّد شاه اول - أنار اللّه برهانه - نيز چندان ميلى به آبادانى ننمود و - للّه الحمد - از روزى كه دست قدرت ازلى ، افسر خلافت بر فرق آن برگزيدهء لم يزلى نهاد ، دست عدالت و رأفت بر فرق جهان و جهانيان برگشاد . ديوانگان ، ويرانه نيافته به ويرانهء عدم گريختند و غولان ، بيغوله نديده دست اميد از حيات گسيختند . قراى « 1 » مخروبه ، قصبات معموره گشت و قصبات ويرانه از بلدان مشهوره نيز درگذشت . جمعيت ايران به مثابه [ اى ] شد كه مردم از تنگى شهر ، در كوه و دشت خانه ساختند و غرباى اكناف از اهل حرفت و صنعت و تجارت از اطراف ممالك‌بعيده آمده در مرز ايران به اقامت پرداختند . هر خوشه‌چينى داراى خرمنى گرديد و هر دانه از محصولات از فرط ريع « 2 » و بركت به خروار و من رسيد . بازار دين مبين رواجى بىنهايت يافت و هر تن از اهل معرفت و يقين به جلوس بر مسند اجتهاد شتافت . ارباب كمال و اصحاب حال

--> ( 1 ) . ملى و مجلس : « قرى » ( 2 ) . ربع : فزونى و افزايش